صاعد الأندلسي

90

التعريف بطبقات الأمم

است ؛ امّا فانى نيست ، ولى مىافزايد كه با اين وصف برخى از قبايل به معاد هم اعتقاد داشته ومىپنداشته‌اند كه اگر مادة شتر شخصي را بر روى قبر وى قرباني كنند ، در قيامت سواره برانگيخته خواهد شد وپياده نخواهد بود . قاضى صاعد در همين بخش ، از تاريخ آيين مقدّس اسلام نيز سخن گفته وآن را تحوّلى بزرگ در تاريخ عقايد ديني قوم عرب به‌شمار آورده وحتّى فشرده‌اى از تعاليم آن آيين گرامى را نيز ارائه داده است . قاضى صاعد وقتي كه به بيان تاريخ أديان در شبه جزيرهء ايبريا مىرسد ، اظهار مىدارد كه اهالى اندلس نيز مانند روميان ، پيش از گرايش به مسيحيت ، صابئى بوده وبعد از فتح اسلامى در آن سرزمين به آيين اسلام رو آورده‌اند . وى در نهايت به تاريخ دين يهود پرداخته ومخصوصا با توجّهى ويژه از عنايت ژرف قوم يهود به علوم شريعتها وسرگذشت پيامبران سخن گفته وحتّى ايشان را در اين باب داناترين همهء أقوام وملل شمرده وافزوده است كه حتّى دانايان مسلمان ، همچون : عبد اللّه بن عبّاس ، كعب الأحبار ووهب بن منبّه نيز در اين زمينه از آن قوم كسب اطلاع مىكرده‌اند . قاضى صاعد به همين جهت در خاتمهء اين قسمت ، از عالمان ديني قوم يهود سخن گفته واظهار داشته كه آمار ايشان در شرق وغرب بسيار بالاست ، به طورى كه از كثرت به شمار درنمىآيند وسپس از ميان نامورترين اشخاص ايشان در شرق ، شرحي از چند تن ، از قبيل : سعيد بن يعقوب فيومى ، أبو كثير يحيى بن كاتب طبرانى ، داوود قومسى وإبراهيم تسترى آورده وهمچنين از ميان ناموران ايشان در اندلس به ذكر شرح حال : أبو إبراهيم إسماعيل ، پسر يوسف كاتب ، معروف به « ابن النغريله » ( د : 448 ق / 1056 م ) پرداخته است . بدين ترتيب دريافتيم كه قاضى صاعد در كنار موضوع اختصاصى كتابش ، يعنى ، در كنار تاريخ جهانى علوم ، از تاريخ جهانى أديان وفلسفهء أديان نيز كه در آن ماهر وحتّى مكتشف بوده ، بحثهاى جالبى را مطرح كرده است .